می تواند با دو حاشیه در دو سمت به خزر برسد خیابانی زیر پا بگذارد تختی تر از فردوسی با فشار پلک ها از کندوان بگذرد ایستگاه کوپه ای برای من گاهی در تونل رعد و برق گاهی تپه های اوین آن طرف قد می کشد | | | | | | | | | | | | | |
مامور بلیط نگهبان ملاقات ممنوع و پدر از مشهد تا شهسوار گریه می رود تا ستاره های بوسنی هرزه گوین روی جنگل پچ پچ کنند و بوی آبجو در کوه پاره شود زاگرب روی پا سنگ برقصد و در میدان مین تمام ایتالیا از نقشه سر بخورد ترن بدون پنجره بدون در ترن بدون واگن شیشه مامور کنترل و باد ملحفه را پرچم کرده آن ها شلیک می کنند و چراغ های برق گاهی می افتند گاهی می ایستند ژوئن 2009 بروکسل |