فتیرک PDF Print E-mail
Written by Administrator   
Tuesday, 24 November 2009 21:39

پشت لب هاش عرق کرده بود , گاهی این پهلو , گاهی آن پهلو می شد . پله های بدون نرده  را با کاشی های نقطه دار یکی یکی  پاورچین بدون دمپایی گذشت , البته دمپایی  در دستش بود , البته  بعدن دمپایی را به پایش کرد. دروازه کهنه بود و زنگ خورده و سبز , مثل در امامزاده سبز , توی آفتاب یه طرفش توی حیاط , یه طرف دهانش  را که کف کرده بود روبروی کوچه گاهی  باز میکرد گاهی نه . کوچه خاکی بود , از اون کوچه خاکی هایی که حالا توی غربت دلت  براش لک می زنه , غنج  می ره , از  اون کوچه خاکی های دم غروب , نم بارون , بوی خاک , از اون کوچه ها بود. لنگه شو نه توی  لندن می بینی نه  بروکسل ,تازه کوچه  بن  بست هم نبود و انتهاش  به خیابانی منتهی  می شد که شانزده سال بعد خیلی ها را خورد , حتی دایی ناصر  را توی همین خیابان گرفتند و بردند .

دروازه روی پاشنه چرخید , آرام , غیژژ , ریخت یک کمی توی حیاط , یک کمی توی کوچه .  انتهای کوچه توی آفتاب می زد توی چشم ,کمی شبیه بخار روی کتری بود و تار بود و گنگ مثل همین عکسهای توی آلبوم که حالا قهوه ای شده  با لکه های زرد روی  پوست ,مثل چشم های کنده شده ی دایی ناصر کنار مامان طاهره و عمه مهین توی حافظیه و امضای پشت عکس :  یادگاری 30 خرداد 1344

هیچ کس توی کوچه نبود , خانمی  با چادر سیاه , از همان خانم هایی که دوباره شانزده سال بعد آمد جلو دستم را گرفت و گفت  ییا بریم ... کارت دارم....گفت کجا؟  حرف نزن........بیا....... نمی دانم........... کوچه تمام شد ,خیایان تمام  شد .

کجا می رفت  نمی دانم , گفتم : خانم شما نان فتیرک دوست دارین ؟   نه  ندارم

خیالش  راحت  شد         خوب  پس من را نمی کشه , آخه مامان طاهره گفته بود بچه دزد وقتی بچه ای را می دزده  فقط غذا بهش نان فتیرک می ده , بعد هم اونو می کشه.

طاقی های شیراز آجری , دالان ها که حالا خیابانی شده در پاریس , میدانی در بروکسل  زیر دمپایی نارنجی  با گل آفتاب گردون..... بریم تو ......  رفتیم ..........


نظر ها
افزودن جدید جستجو
علی جهانگیری  - http://www.ali-jahangiri.persianblog.ir/   |77.77.91.xxx |2009-11-25 01:50:16
بروزم بزرگوار

من از بهشت بیزارم
از بهشت
بیزارم
و از فرشته ها می ترسم
مهتاب کرانشه  - www.mahtabkeransheh.blogspot.com   |89.211.159.xxx |2009-11-25 03:45:58
سلام
یک جور حس شاعرانه تو این کار
بود....
ممنون!
فدرس ساروی   |70.68.154.xxx |2009-11-26 05:17:03
شهریور توی حیاط بود
پنکه پشت به پنجره

خروپف می ریخت توی پنجره
از توری پرده سر
میخورد توی حیاط
به نظر من این دست تعبیرات
تاریخ مصرفشان تمام است در برابر حرکت های
انرزیکی مثل :

کاشی های نقطه دار یکی یکی
پاورچین بدون دمپایی گذشت , البته دمپایی در
دستش بود , البته بعدن دمپایی را به پایش کرد.


یا:

در امامزاده سبز , توی آفتاب یه طرفش
توی حیاط , یه طرف دهانش را که کف کرده بود
روبروی کوچه گاهی باز میکرد گاهی نه


یا:

کوچه بن بست هم نبود و انتهاش به
خیابانی منتهی می شد که شانزده سال بعد خیلی
ها را خورد , حتی دایی ناصر ...
فدرس ساروی   |70.68.154.xxx |2009-11-26 05:17:27
شهریور توی حیاط بود
پنکه پشت به پنجره

خروپف می ریخت توی پنجره
از توری پرده سر
میخورد توی حیاط
به نظر من این دست تعبیرات
تاریخ مصرفشان تمام است در برابر حرکت های
انرزیکی مثل :

کاشی های نقطه دار یکی یکی
پاورچین بدون دمپایی گذشت , البته دمپایی در
دستش بود , البته بعدن دمپایی را به پایش کرد.


یا:

در امامزاده سبز , توی آفتاب یه طرفش
توی حیاط , یه طرف دهانش را که کف کرده بود
روبروی کوچه گاهی باز میکرد گاهی نه


یا:

کوچه بن بست هم نبود و انتهاش به
خیابانی منتهی می شد که شانزده سال بعد خیلی
ها را خورد , حتی دایی ناصر ...
فردین شهبازی   |85.133.199.xxx |2009-12-05 07:42:31
سلام عزیز به روزم سر بزن.
به امید دیدار.
رزا ملکوتی  - www.vasat.blogfa.com   |80.191.109.xxx |2009-12-10 01:25:36
سلام .......با شعری به روزم
فدرس ساروی  - www.fedrows.persianblog.ir   |70.68.154.xxx |2009-12-21 21:18:16
معرفی "آ،واه" مجموعه شعر تازه ی رجب
بذرافشان به همراه لینک دانلود کتاب ...
ordoukhani  - در ناکجا آباد   |81.246.228.xxx |2010-01-06 12:16:10
خواب بودم،
دزد ز زیر پایم گلیم کشید،
من
نفهیدم.

در بیداری، گلیم پاره پاره و
خود،
در ناکجا آباد دیدم
ملکوتی  - www.vasat.blogfa.com   |85.185.102.xxx |2010-02-26 02:12:39
سلام مهرداد عارفانی عزیز
سعید دارائی  - http://saeed-daraee.blogfa.com   |217.219.200.xxx |2010-03-06 14:28:48
مهرداد عزیز سلام ...

قباد جلی زاده قصد دارد
در مقدمه مجموعه شعر جدیدش نظرات خوانندگان
پارسی زبان خود را منتشر کند . نظرات کلی یا
جزئی - کوتاه یا بلند - به کوردی ترجمه شده و در
مجموعه ثبت خواهد شد . اگر چند سطری یا بیشتر
پیرامون دیدگاهت در مورد شعر قباد بنویسی
ممنون می شوم .
کتاب الکترونیکی ترجمه های شعر
ایشان را در وبلاگم دارم که می توانید دانلود
کنید .
چیزی اگر نوشتی برام کامنت کن .
بهنام شریفی  - ...   |85.9.103.xxx |2010-03-31 08:03:38
سلام استاد

دوباره سلام

سال نو
مبارک




باز هم امدم به روز کردم ولی شما را
ندیدم

سری بزنید
دوباره به روز هستم
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

Last Updated on Sunday, 29 November 2009 12:03