نقد و بررسی
هستی دوم

  مهرداد عارفانی

 

 هر متنی تبعيت از سلطه می کند عنصر مسلط يادرون مايه برآمده از کارکرد زيبايی شناختی  کلام   مثلا در  شعر ٫ اما در خبر سلطه با رويداد است . شايد به تعريفی ديگر بتوانم خصلتی خوشه ای رابرای سلطه قايل شوم خوشه ای گسترده و بزرگ که از  نظام های ويژه ای تبعيت می کند و هر يک از  خوشه    های  زير  مجموعه آن خود خوشه های ديگری را پس از خود به دنبال دارند.بسته به اينکه نگاه کل  به جزء  داشته باشيم و يا جزء   به  کل می توانيم  به اين خوشه  مرا جعه کنيم .

 
  
 
ادبیات رادیکال قسمت اول

 

 
 سوال این است : ادبیات رادیکال بومی در برابر یا در ادامه ؟ و اصلا چرا ادبیات رادیکال بومی ؟ که شخصا با بومی بودن آن مخالفم چرا که هنوز منشی ناسیونالیستی دارد و ماهیتا خصلتی بورژوازی و طبقاتی . فضای پسا مدرن به گفته ی درایدا تبدیل مکان به زمان و زمان به مکان است ....آیا اندیشیدن به زمان مکان را حذف می کند؟آیا می توانیم از تمایز یاد کنیم؟  
 
ادبیات رادیکال قسمت دوم

   بخش دوم تحلیلی در مورد آثار رادیکال و همین طور رادیکال بومی به گمان من کمی پیچیده تر از قسمت اول خواهد شد , مولفه هایی بر شمرده شده از رادیکالیسم بومی  معلوم نیست  از چه منبعی  ، و از کجا  آ مده است ؟  یک نظریه ی تئوریک می باید بر اساس مولفه های پراتیک موجود و به پشتوانه ی ماقبل خود به روز شود , تا آنجا که در مولفه های چند گانه دقیق شدم   نظریه ی ایتالو کالوینو در کتاب شش یادداشت برای هزاره ی بعد را یافتم که  یکی از آن وجوه  شفافیت و سبکی بود و اما اینکه در شعر ارائه شده نمی توان هیچ گونه تغییری به وجود آورد گمان می کنم اینگونه نباشد