|
تیرداد نصری
تنها شاعران
رفته با
باد عشق
کبوتری
که حیاط
را
با ان
گلوی گرم
نقره می پاشید
: رفته با باد
دخترانم
شوق تماشا
را
پنجره
بسته اند
و پسرانم
شرم
دستهای تهی را
شب
سر به
بالیینند
رفته با باد
و جهان
چیزی را گم کرده است
حیاط
تاریک ماند
آسمان
ساکت است
تنها
شاعران
به جستجوی
رد پای باد
در راهند
|
|